شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کردند ید آن زلف و رخ دلهای بی آرام رابهر شکار بلبلان بر گل نهادی دام را
۲
پیش گل اندام تو دارد گل اندامی ولیلطفی نباشد آنچنان اندام بی اندام را
۳
ساقی رسید ایام گل خالیست از می جام ملآن به که در دوری چنین خالی نداری جام را
۴
گفتی دهیمم عاقبت می از کف سیمین خودجان سوختی تا کی دهی این وعده های خام را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth