شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن رخ نبینم ار نبری زلف پر ز تابشب منقطع نگشته نبیند کس آفتاب
۲
بر گوشه عذار تو مستیست خفته چشمنزدیک صبح از پی آن می رود به خواب
۳
دندان شانه می کشد آن چین زلف و بسنامش خطا نبود که خواندیم مشک ناب
۴
گفتی پس از هلاک تو دست از جفا کشمای عمر ناگزیر چرا می کنی شتاب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth