خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو آفتاب نکند از رخ زمانه نقاببریز در قدح گوهرین عقیق مذاب
۲
خروش ناله مستان به گوش او نرسیدو گرنه مردم چشمش کجا شدی در خواب
۳
چو مطرب غم او چنگ زد به دامن منز گوشمال جفا ناله می کنم چو رباب
۴
ز جیب پیرهن اندام نازنین بینشچنانکه از تن شیشه قطره های گلاب
صفحهٔ ۱ از ۳