خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن چه روییست که حسن همه عالم با اوستدل در آن کوی نه تنهاست که جان هم با اوست
۲
دم عیسی که به رنجور شفا میبخشددم نقد از لب او جوی که این دم با اوست
۳
خانهٔ دل به خیال لب او دار شفاستچند نالد دل مجروح که مرهم با اوست
۴
دهنت گرچه که او خاتم دلها دزددچون بخندد همه دانند که خاتم با اوست
صفحهٔ ۱ از ۲