خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آه که از حال من یب ندانستمردم و درد دلم طبیب ندانست
۲
گل مگر این بی وفانی از پی آن کردکز دل مجروح عندلیب ندانست
۳
عقل ز هر کسی که ماجرای تو پرسیدهیچ کس این قصه عجیب ندانست
۴
تا دل آواره در کمند تو افتادهیچ کس احوال آن غریب ندانست
صفحهٔ ۱ از ۲