شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن نور دیده یک نظر از من دریغ داشتتیری ز غمزه بر جگر از من دریغ داشت
۲
میشد نکو به زخم دگر زخم سینه امدردا که مرهم دگر از من دریغ داشت
۳
او دانه درست و منش مشتری دریغ کردکان در رقیب بد گهر از من دریغ داشت
۴
روشن نگشت شانه چشمم به صد چراغتا خاک کوی و کرد در از من دریغ داشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth