شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از گلستان رخت حسن بتان یک ورق استحالیا از ورق عشق تو اینم سبق است
۲
حسن گل کم شد و مشتاقی بلبل هم کاستعشق من برنوجوحسنت به همان یک نسق است
۳
تا چرا در شب هجران توأم زنده هنوزتن رنجور من از خجلت آن در عرق است
۴
اتفاق تو گر این است که خونم ریزیهرچه رأی نو دل و دیده بر آن متفق است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth