خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز نوش شکرستان لبت رسته نباتتشنهٔ پستهٔ شکرشکنت آب حیات
۲
سرو هرچند که دارد به چمن زیباییراستی نیستش این قامت شیرین حرکات
۳
خوردهام شربت هجرت به تمنّای وصالدادهام عمر گرانمایه به امید وفات
۴
مرغ دل باز چنان صید سر زلف تو شدکهش ازین دام نباشد دگر امید نجات
صفحهٔ ۱ از ۳