شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اینچنین صورت مطبوع ز جان نتوان ساختسخن ساخته شیرین تر از این نتوان ساخت
۲
آن دو ابروی مقوس دو کمانند بلندکه قلم را زنی قند زبان نتوان ساخت
۳
گفتم آن غمزة شوخ از چه ز ابروست فروورنه صد سال به فکر این سخنان نتوان ساخت
۴
بت تو نیست او را دهن اما سختی ساخته اندگر توان ساخت چو قد تو روان نتوان ساخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth