خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که از زلف توخون در جگر مشک ختاستروی زیبای تو آنینه الطاف خداست
۲
ماه را روشنی از روی تو میباید جستسرو را راستی از قد تر می باید خواست
۳
مهر رخسار تو سوزیست که درجان من استخط سبز تو غباریست که در خاطر ماست
۴
گر تو ای سرو خرامان ننشینی از پایای بسا فتنه که از قد تو بر خواهد خواست
صفحهٔ ۱ از ۲