خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنیاد وجودم ز تو ای دوست خراب استوین کار خرابی همه از حب شراب است
۲
جانم به عذاب است ز مخموری دوشینساقی قدحی ده که در آن عین ثواب است
۳
چون میگذرد عمر سبک رطل گران دهوین چرخ گران از پی ما چون به شتاب است
۴
زاهد که شود غره به زهدی که نداردآن زهد فریبنده او نقش سراب است
صفحهٔ ۱ از ۲