شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۱۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خرابه دل من پر شد از محبت دوستمباد هیچ دلی خالی از مودت دوست
۲
کدام دولت و فرصت نیافت هر که بیافتسعادت شرف وصل بار و صحبت دوست
۳
اگرچه در خور او خدمتی نمی آیدشویم معتکف آستان خدمت دوست
۴
رسد بغایت همت چنانکه دلخواه استرا از زبان و دست و دل من ز شکر نعمت دوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth