شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاک درت به چشم من از صد چمن به استباغی خوش است عارضت اما ذقن به است
۲
کوی نو خواهد این دل آواره نی بهشتمرغ غریب را ز گلستان وطن به است
۳
تنها نه روی نسبت به از گلرخان چینبوی تو هم ز نکهت مشک ختن به است
۴
گفتی به دستبوس نو بوسی زبان کنمدر دست کسی چه سود شکر در دهن به است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth