خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درآمد از در ارباب خرقه ناگه دوستبرآمد از دل درویش خسته الله دوست
۲
چو آفتاب نشست و چراغ ها افروختدرون خلوت دلها به روی چون مه دوست
۳
به رهگذار دل و دیده سیلهاست ز خونچگونه بگذرد ای دوستان برین ره دوست
۴
گرت ز ذوق درونی نهفته حالت هاستگمان مبر که ز خال تو نیست اگه دوست
صفحهٔ ۱ از ۲