خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل زان نست و دیده بدینم نزاع نیستاینست که آن دو پیش تو چندان متاع نیست
۲
کی بابم از دهان تو ز آن لب نشان که هیچبر سر غیب جان مرا اطلاع نیست
۳
بی بوی صحبت تو مریض فراق راگر نکهت گل است ازو جز صداع نیست
۴
عاشق چو عندلیب به بوی گل است مستجوش و خروش اوز شراب و سماع نیست
صفحهٔ ۱ از ۲