خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوستان گر کشت ما را دوست ما دانیم و دوستچون هلاک ما رضای اوست ما دانیم و دوست
۲
گر نوازد ور گدازد جان ما کس را چه کارور به جان دشمن شود با دوست ما دانیم و دوست
۳
دیده گربان ما در پای هر سرو و گلیگر بجست و جوی او چون جوست ما دائیم و دوست
۴
کس نداند از برای کیست رو بر خاک راهآنکه دایم بر سر آن کوست ما دانیم و دوست
صفحهٔ ۱ از ۲