خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده در عمری ز رویت با خیالی فائع استعمر کان بگذشت بی روی نو عمری ضابع است
۲
جان که رفت از پیش ما خواهد به آن لب باز گشتچون به اصل خویش هر چیزی که بینی راجع است
۳
نقطه خال و خطت آبات حسنند و جمالیک یک این آیات را آن روی زیبا جامع است
۴
می شود هر روز طالع زآن گریبان آفتاببر بدن پیراهنت بارب چه صاحب طالع است
صفحهٔ ۱ از ۲