شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۱۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخسار دلفروزت خورشید بیزوال استپیداست مه که پنهان از شرم آن جمال است
۲
آن رغ کشیده دامی گرد قمر که زلف استوآن لب نهاده داغی بر جان ما که خال است
۳
زینسان که چون میانت شد جسم ما خیالیاکنون امید وصلی ما را به آن خیال است
۴
چون زلف و عارض تو دور و تسلسل آمدآن هر دو گر به بینند اهل نظر محال است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth