خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرو پیش قد و بالای تو دیدم پست استعقد زلف تو به انگشت گرفتم شست است
۲
عندلیبی که قدت دید و سر سرو گزیدساخت در راست نوا لیک مقامش پست است
۳
گرد تو صف زده خوبان کمر بسته چو نیگونی از هر طرفی گرد شکر نی بست است
۴
ز آستین ساعد سیمین به محبان بنمایتا بدانند که نازک بدنی زین دست است
صفحهٔ ۱ از ۲