خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شادی نیافت هر که غم دلبری نداشتدر سر هوای مهر پری گستری نداشت
۲
در حیرتم زآدمینی که به عمر خویشسودای عشق روی پر پیکری نداشت
۳
با ما سری به وصل در آور که گیسویتدر پا از آن فتاد که با ما سری نداشت
۴
چون باد رفت کشتی عمرم بر آب چشماگر چه ثقیل بود ولی لنگری نداشت
صفحهٔ ۱ از ۲