خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صوفی که ز چشم تو برد جان به سلامتسر بر نکند تا به قیامت ز غرامت
۲
امروز گر آن لب نگرد زاهد خود کامبسیار به دندان گزد انگشت ندامت
۳
در دیده خیال قد تو روز جدائیچون سایه طوبی است به گرمای فیامت
۴
گر زلف کجت بیند امام از خم محرابجز سوره واللیل نخواند به امامت
صفحهٔ ۱ از ۲