شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۱۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق تو سراسر همه سوز و همه دردسترین شیوه به اندازه مردی است که مردست
۲
آنکس که درین صرف نکردست همه عمربیچاره ندانم که همه عمر چه کردست
۳
زاهد چه عجب گر کند از عشق تو پرهیزکس لذت این باده چه داند که نخوردست
۴
عاشق که نه گرمست چو شمع از سر سوزیگر آتش محض است به جان تو که سردست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth