خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق تو و نوبه آبگینه و سنگ استنام نکو در ره نو موجب ننگ است
۲
تا به من الفت است از همه دورمتا بتوام آشتی است با همه جنگ است
۳
بانگ سگش میرسد ز گوشه آن باممطرب مجلس چه جای نغمه چنگ است
۴
سرخی اشکم چو دید و زردی رخسارگفت که در عشق ما هنوز دو رنگ است
صفحهٔ ۱ از ۳