خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمریست که با او دل مسکین نگران استما در غم و او شادی جان دگران است
۲
ای باد مبر خاک کف پاش به هر سوکان روشنی دیده صاحب نظران است
۳
تا بلبل و گل بافته بویت به گلستاناین نعره زنان از غم و آن جامه دران است
۴
گر بر دل مجروح رسد نیر نو سهل استاین هم گذرد چون همه چیزی گذران است
صفحهٔ ۱ از ۲