خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عهد تو سست و وعده ها خام استچشم شوخت میانه بادام است
۲
غمزهات زخمه زلف و خالت عودخون عاشق می و لبت جام است
۳
زلف تو بهر صید از چپ و راستچشم ها برگشاده چون دام است
۴
جای دلهای نازکست آن زلفبهترین آبگینه در شام است
صفحهٔ ۱ از ۲