خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کدام دل که ز عشق تو پای در گل نیستچه جور کز تو بر آشفتگان بیدل نیست
۲
بفرقت توام از زندگی ملال گرفتکه بی وصال تو از عمر هیچ حاصل نیست
۳
حقیقت است که دارد طبیعت حیوانکسی که روی تو دید و بطبع مایل نیست
۴
نرفت سیل سرشکم ز آستان تو دورکه رفتن از در دولت طریق سایل نیست
صفحهٔ ۱ از ۲