شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی چاره درد من بیچاره ندانستدل خون شد ازین درد و جز این چاره ندانست
۲
دردم به طبیب ار چه بدینگونه نگفتندچون بود که از گونه رخساره ندانست
۳
در تجربه سنگدلان سخت خطا کردآنکس که دلت سخت تر از خاره ندانست
۴
در مطبخ عشق تو کباب دل ما رالذت به از آن غمزه خونخواره ندانست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth