خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر صورت چین با رخ خوب تو به دعواستآنجا همگی صورت و اینجا همه معناست
۲
ای باد بر آن روی نکو این همه برقعرسمی است به این رسم برانداختن اولاست
۳
از پرتو آن روی جناب سر آن کویطوریست که آنجا همه انوار نجلاست
۴
زیر خم ابروی تو آن طرة مکسورگوشی به تماشاگه طاق آمده کسراست
صفحهٔ ۱ از ۲