خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر مرا از نظر انداختی این هم نظری استهر جفائی که رسد از تو وفای دگری است
۲
دل مجروح مرا هست برآن تیر گرفتکه چرا از حرم خاص تو او را گذری است
۳
باش تا حسن نو روزی به ظهور انجامدکه از آن روز هنوز این رخ زیبا سحری است
۴
ای حسود از سر کین عیب محبان تا چندعیب خود بین تو که پنداشتهای آن هنری است
صفحهٔ ۱ از ۲