خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر یار طبیب درد من نیستدردا که امید زیستن نیست
۲
بیمار را به تندرستیجز ناله درون پیرهن نیست
۳
هر سر که برید از در یارماند به سری که بریدن نیست
۴
رویت همه با چراغ جستمشمع به هیچ انجمن نیست
صفحهٔ ۱ از ۲