خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لبت را هر که چون شگر مزیده استیقین میدان که عمرش پر مزید است
۲
نه بیند تلخی جان کندن آن کسکه لعل جانفزایت را گزید است
۳
نرنجم از تو گر تابی ز من رویکه از خورشید دایم این سزید است
۴
نخواهم دید من روی صبا راازین غیرت که در کویت وزید است
صفحهٔ ۱ از ۲