خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرد عشق تو به غم همدرد استدردمند تو بلا پرورد است
۲
هر که از درد و رنگی دارداشک او سرخ و رخ او زرد است
۳
بیخیر میفتد آتش خواب استدرد و غم می خورد اینش خورد است
۴
دردمندان به دو رخ پاک کنندکف پا کز ره ن گرد است
صفحهٔ ۱ از ۲