خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر تیر که بر سینهام آن فتنهگر انداختدل سهل گرفت آن همه چون بر سپر انداخت
۲
دلخسته نشد عاشق از آن تیر و نیازرددلخسته از آن شد که به روز دگر انداخت
۳
زآن تیر که انداخت کسی دور به دعویما را ز خود آن شوخ از آن دورتر انداخت
۴
باز آمد و بر تیر دگر چشم دگر دوختهر صید که آن غمزه به تیر نظر انداخت
صفحهٔ ۱ از ۲