خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو شمعِ روز برافروخت از نسیمِ صَباحبریز بادهٔ گلگون در آبگون اَقداح
۲
ز ساقیانِ پریچهره خواه وقتِ صبوححیات جان ز لبِ جام و قوتِ روح از راح
۳
مردان خرابات بین که از سرِ شوقبه وصلِ دخترِ رَز تازه کردهاند نِکاح
۴
تو باده نوش و میندیش از حلال و حرامکه هست خون صُراحی بر اهلِ عشق مُباح
صفحهٔ ۱ از ۲