خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خَطَت که بر خَطِ یاقوت بنهم ترجیحنوشتهاند بر آن لعلِ لب که انت مَلیح
۲
به لوحِ عارضِ تو آن خَطِ دگر گوییکشیده خامهٔ قدرت که اَلبَیاضُ صَحیح
۳
نمیبریم شکایت ز خَطّ و خالِ بتاناگرچه غارتِ جان میکنند و ظلمِ صَریح
۴
هزار درد کنیم از تو به که ناز طبیبکه دردِ دوست بِه از شربتِ هزار مسیح
صفحهٔ ۱ از ۲