خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صبا چند روی بر د جانان گستاخدر شب تار بر آن زلف پریشان گستاخ
۲
باشد اینها حرکات خنک و بادسریکه در آن روضه کنی گشت شهستان گستاخ
۳
زلف کجدار که با روی نو پهلو نزندهندوانرا نتوان کرد به ترکان گستاخ
۴
گر برم نام لبت گریه کنان خرده مگیراین که خودم ساخته بر لب خندان گستاخ
صفحهٔ ۱ از ۲