شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۲۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز من که عاشق و رندم مجری زهد و صلاحکه روز مستم و شب هم زهی صباح و رواح
۲
قبه و واعظ ما را که بحر علم نهندهمان حکایت کالبحردان و کاملاح
۳
ترا که نیست صلاحیت نظر بازیدر آن نظر بود ار خوانمت ز اهل صلاح
۴
به پرتو رخ تو آفتاب را چه فروغعلی الخصوص چراغی که بر کنی به صباح
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth