شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۲۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنرا که بر زبان صفت روی او روددر هر سخن ز خود رود اما نکر رود
۲
تا عود جان نسوخت به چشمم وطن نساختآری پری به خانه مردم بر رود
۳
مرگ خیال عارض او بگذرد به چشمآن لحظه آب دولت عاشق بجو رود
۴
منشین چو خال بر لب شیرینش ای مگسنرسم ز لطف پای تو آنجا فرو رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth