شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از لب او سختی چون به زبان می‌آیدگوییا آب حیاتی به دهان می‌آید
۲
خواهد آمد ز منت تیر بلا بر جان گفتدر دل خسته مراه نیز چنان می‌آید
۳
بر در او نه منم آمده جان بر کف دستهرکه دورست ازان روی به جان می‌آید
۴
چون نباید به چمن نعره‌زنان بلبل مستاز گل افتاد جدا ز آن به فغان می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth