شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خوش آن دم کز نو بونی با دل انگاران رسدنکهت وصل مسیحا سوی بیماران رسد
۲
از ضیافت خانه درد تو دل نومید نیستهم نصیبی زآن سر خوان با جگر خواران رسد
۳
کار دولت باشد آن نی سعی ما گر گاه گاهچون تو مطلوبی بسر وقت طلبکاران رسد
۴
پیش رویت دیده را از گریه میدارم نگاهزحمتی بر گل نمیخواهم که از باران رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth