شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای آتش سودای توأم سوخته چون عودکس را نه بر آید ز تمنای تو مقصود
۲
خوبان جهان جمله گدایند و تو سلطانشاهانه زمان جمله ایازند و تو محمود
۳
گفتم که به کامی رسم از وصل تو لیکنبسیار تمناست که در خاک بفرسود
۴
جانم ز غمت عاقبت کار برآمدوالمنة لله که تمنای من آن بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth