خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با باد لبت ساقی چون می به قدح ریزدصد کشته به یک جرعه از خاک بر انگیزد
۲
گر زیر درخت گل باز آنی و بنشینیهر باد که برخیزد گل بر سر گل ریزد
۳
بنمای به خوبان رخ در حسن مکن دعویتا زلف تو از هر سو منشور بیاویزد
۴
گو چشم نو کمتر خور خون در مسکینانبیمار ز پر خوردن شرطیست که پرهیزد
صفحهٔ ۱ از ۲