خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیمار عشق جز لب او آرزو نکرداین نوش دارو ار دگری جست و جو نکرد
۲
ریش دل تو گفت بمرهم نکو کنمدردا که کرد وعده خلاف و نکو نکرد
۳
شکل قدم ندید و سرم نیز بر قدمطفل است چون نظاره چوگان و گو نکرد
۴
دستی ندید عاشق مسکین بگردنیتا روزگار خاک وجودش سبو نکرد
صفحهٔ ۱ از ۲