شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش از آندم که می و میکده در عالم بودجان من با لب خندان قدح همدم بود
۲
بوی خون کز دهنم میدمد امروزی نیستزانکه این رایحه در آب و گل آدم بود
۳
لب جانبخش تو در خنده مرا دل میدادورنه جان و دل از آن زلف سیه درهم بود
۴
گلی شرم رخت آن روز همی کرد عرقکه به پیراهن صحرای جهان شبنم بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth