خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیوسته ابرویت دل این ناتوان کشدمردم کمان کشند و مرا آن کمان کشد
۲
هرجنس را که هست کشد دل به جنس خویشزآنت کمند مو طرف آن میان کشد
۳
فرهاد نقش یار خود ار بر زدی به سنگنقش ره تو دیده بر آب روان کشد
۴
بگشای لب به خنده تو پیش شکر فروشتا رخت خود به خانه پیش ز پیش دکان کشد
صفحهٔ ۱ از ۲