خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا رخت روشنی دیده نشددیده را روشنی دیده نشد
۲
در نپیچند بدو غم شب و روزتا به رخ، زلف تو پیچیده نشد
۳
در لبت زلف نپیچد چه عجبچه شکر بود که پیچیده نشد
۴
رازم از چاک گریبان شده فاشکه چنان بود که پوشیده نشد
صفحهٔ ۱ از ۳