خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ناز گلبرگ رخت سنبل تر میریزدلالهٔ سوختهدل خون جگر میریزد
۲
هرشب از شرم گلستان جمالت صنماآب از چهره خورشید و قمر میریزد
۳
زلف تست آنکه پریشان شود از باد صبایا مگر گرد شب از روی سحر میریزد
۴
روشن است این جهان کاینهٔ بدر منیرهر شب از حسرت روی تو به سر میریزد
صفحهٔ ۱ از ۲