شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه کم شود ز تو ای مه که برمنت گذر افتدکه با بروزنم از رویت آفتاب در افتد
۲
شبی که بر سر کویت کنیم اشک فشانینظاره کن که ثریا به منزل قمر افتد
۳
دلم حدیث میانت بی شنید و هنوزشنه ممکن است به این نکته دقیق در افتد
۴
بدل بگوی که رحمی بکن به حال ضعیفانوگر نه سنگ بدگان آبگینه گر افتد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth