شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حلقه پیش رخ از طره آن به واشدآفتابی دگر از جانب چین پیدا شد
۲
گر بتان بحر ندانند چرا آن لب لعلگه به خنده نمک و گه به سخن حلوا شد
۳
هرکه مهر لب او برد به خواب از خاکشخارهایی که برآمد همگی خرما شد
۴
کور شد چون برخم خاک درت دید رقیبتوتیا رفت به چشمش ز چه نابینا شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth