خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خانه دیده ز دیدار تو روشن باشدبیت احزان من از روی تو گلشن باشد
۲
سرو هر چند سرافراز بود در بستانپیش بالای بلند تو فروتن باشد
۳
آن همه درد کز آئینه رویت برخاستاثر آه من سوخته خرمن باشد
۴
نبرم تا به قیامت به زبان نام بهشتاگرم خاک سر کوی تو مسکن باشد
صفحهٔ ۱ از ۲